من میدونم قصه ما تموم میشه تو این شبا من میدونم اشکای ما میچکه روی گونه ها من میدونم که نامه هات دیگه تکرار نمیشن پرسه زدن تو کوچه ها قصه ی دیدار نمیشن من و تو در حسرت دیدار هم سوختیم و ساختیم من و تو در وصف هم با خاطرات قافیه باختیم میدونستم که میری منو تنها میزاری قصه ی عشق و تو قلبم یه روزی جا میزاری میدونستم که همه حرفای تو توخالی بود قصه ی عشق من و تو یه قصه ی پوشالی بود حالا رفتی دلم و شکستی توی قلبم گل کینه رو کاشتی
|